اگه بگی اگه قبولم کنی بت زنگ میزنم من هنوز همون سانازم بی کم و کاستی فقط تو شناسنامه لعنتی یه اسم اضاف شده که نمیذارم بهم دست بزنه فقط یه اسم بی معنی....محسنم هر روز به کتابایی که بهم دادی سرمیزنم و کلی اشک میریزم کمکم کن قلب احساسم داغونه شاید به همین زودیها کارم به تیمارستان بکشه همیشه اینو بدون یکی هنوز چشم به راهته هنوز....صدات....هنوز نگاه قشنگت...
نوشته شده در یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۲ساعت 17:20 توسط sanaz| |
برچسب:
نویسنده: امیر سلطانی